قسامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ مِ) [ ع . قسامة ] (اِ.) گروهی که برای گرفتن چیزی سوگند بخورند و آن را بگیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ مِ) [ ع . قسامه ] (اِ.) گروهی که برای گرفتن چیزی سوگند بخورند و آن را بگیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسامة. [ ق ُ م َ ] (ع اِ) مال صدقة. (اقرب الموارد). صدقه . (منتهی الارب ). ◄ آنچه قسام برای ذات خود جدا نماید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و به همین معنی است : ایاکم و القسامة. (اقرب الموارد).
قسامة. [ ق َ م َ ] (اِخ ) ابن زهیر. از تابعان است . (منتهی الارب ).
قسامة. [ ق َ م َ ] (ع مص ) خوب روی و صاحب جمال گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء)(دهار) (زوزنی ). گویند: قسم قسامة؛ خوبروی و صاحب جمال گردید، و این از باب «کرم » است . (ناظم الاطباء).