قسام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ق سّ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- قسمت کننده، بخش کننده.<BR>۲- سوگند بسیار خورنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ق سّ) [ ع. ] (ص.) ۱- قسمت کننده، بخش کننده. ۲- سوگند بسیار خورنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسام . [ ق َس ْ سا ] (ع ص ) بسیار قسمت کننده . (از اقرب الموارد). قسمت کننده و بخش کننده .(ناظم الاطباء). بخشنده . (غیاث اللغات ) : قسام سپیدی و سیاهی روزی ده جمله مرغ و ماهی . نظامی . قسام بهشت و دوزخ آن بارخدای ما را نگذاردکه درآییم از پای . نظامی . ◄ بهره دهنده . (ناظم الاطباء). حصه دهنده . ◄ سوگند بسیار خورنده . (غیاث اللغات ).
قسام . [ق ِ ] (ع مص ) مقاسمه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
قسام . [ ق َ ](اِخ ) نام اسب سویدبن سداد عبشمی . (ناظم الاطباء).