قسا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسا. [ ق َ ] (معرب، اِ) نام داروئی است که آن را سلیخه گویند، و آن پوست درختی است . (برهان ) (ناظم الاطباء). سلیخه است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). آن را به هندی کهیلا نامند، و به معنی دارچینی نیز آمده است .
قسا. [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است در عالیه، و ابن احمر در اشعار خود از آن یاد کرده است . و گویند قسا دهی است در مصر و جامه ٔ قسی که پیغمبر آن را نهی فرموده است منسوب بدانجاست . (معجم البلدان ).
قسا. [ ق َ ] (ع مص ) سخت شدن . (برهان ). ◄ سخت دل شدن . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به قساء و قساوه و قساءة شود.