قزل داغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قزل داغ . [ ق ِ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ١٧ هزارگزی شمال باختری قره آغاج و ٦ هزارگزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٥٦ تن . آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و نخود و بزرک . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قزل داغ . [ ق ِ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در ٤٠ هزارگزی جنوب باختری پلدشت و در مسیر شوسه ٔ ماکو به شوط.موقع جغرافیایی آن دره و معتدل سالم است . سکنه ٔ آن ٢٧٢ تن . آب آن از زنگمار و چشمه و محصول آن غلات، پنبه، توتون، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . راه شوسه دارد. این ده قشلاق ایل جلالی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).