قزل حصار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قزل حصار. [ ق ِ زِ ح ِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان واقع در ٤٠ هزارگزی جنوب قصبه ٔ رزن و کنار رودخانه ٔ قره چای . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری مالاریایی است . سکنه ٔ آن ١٣٥ تن . آب آن از رودخانه ٔ قره چای و محصول آن غلات دیمی، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قزل حصار. [ ق ِ زِ ح ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نوده چناران بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد که در ٤٢ هزارگزی جنوب خاوری بجنورد و ٤ هزارگزی جنوب جاده ٔ قدیم قوچان به بجنورد واقع است . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن ٢٢٥ تن . آب آن از چشمه و قنات ومحصول آن غلات، بنشن . شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قزل حصار. [ ق ِ زِ ح ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان رادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد در ٧٦ هزارگزی شمال باختری مشهد و ٢ هزارگزی جنوب راه عمومی مشهد. موقع جغرافیایی آن جلگه ای و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ٤٦٦ تن .آب آن از قنات و محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).