قریح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قریح . [ ق َ ](ع ص ) خسته و ریش . ◄ خالص و بی آمیغ از هر چیزی . (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ (اِ) اول ابری که پیدا و نمایان گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). و رجوع به قریح السحاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قریح . [ ق َ ](ع ص ) خسته و ریش . ◄ خالص و بی آمیغ از هر چیزی . (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ (اِ) اول ابری که پیدا و نمایان گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). و رجوع به قریح السحاب شود.