قرضی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرضی ٔ. [ق ِ ض ِءْ ] (ع اِ) درختی است از نوادر اشجار دشتی، شکوفه اش زردتر از گل اسپرک است . (از اقرب الموارد).
فرهنگ طیفی واژهدان
استقراضی، رهنی، کرایهای، عاریه، عاریتی، قرضگرفتهشده، موقتی، پیشکی در رهن نسیه، پرداختنی اعتباری، تسهیلاتی مقروض، وامدار