قرشمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرشمال . [ ق ِ رِ ] (ص، اِ) غربال بند. کولی . ◄ مجازاً، بی حیا. بی شرم . (لهجه ٔقزوینی ). در بهار عجم و آنندراج آمده : به فتحتین، مطربان همراهی کاولیها از بحر طویلی که شیخ ابوالفیض فیضی متضمن لغات متضاده در هجو تصنیف نموده معلوم شدکه زبان این جماعة است . (بهار عجم ) (از آنندراج ).