قرشحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرشحة. [ ق َ ش َ ح َ ] (ع مص ) پی هم قریب جستن . گویند:قرشح فلان ؛ اذا وثب وثباً متقارباً. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرشحة. [ ق َ ش َ ح َ ] (ع مص ) پی هم قریب جستن . گویند:قرشح فلان ؛ اذا وثب وثباً متقارباً. (منتهی الارب ).