قرزل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرزل . [ ق ُ زُ ] (ع ص ) ناکس فرومایه . (منتهی الارب ). لئیم . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) موی سر که زنان به طرز قنزعه گرداگرد سر درست سازند. ◄ قید. ◄ (ص ) مرد درشت و لطیف و گرداندام . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ صلب . (اقرب الموارد).
قرزل . [ ق ُ زُ ] (اِخ ) اسب حذیفةبن بدر. (منتهی الارب ).
قرزل . [ ق ُ زُ ] (اِخ ) اسب طفیل بن مالک . (منتهی الارب ).