قردامن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قردامن . [ق َ م َ ] (معرب، اِ) تخم سپندان را گویند، و به فارسی تخم تره تیزک و خردل فارسی همان است و چون آن را درآتش ریزند از دود آن تمام گزندگان بگریزند. (آنندراج ). تخم سپندان، مأخوذ از یونانی . (ناظم الاطباء).