قرح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(قَ) (اِ.)<BR>۱- زخم.<BR>۲- اثر گزیدگی سلاح.<BR>۳- آبلة ریز که بر اندام برآید.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخستن، ریش، زخم، قرحهواژه قبلی: قرتیواژه بعدی: قرد