قرجن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومقرجن . [ ق ُ ج َ ] (اِخ ) ابوکامل بصری گوید: دهی است از دههای ری . (انساب سمعانی ).واژه قبلی: قرجواژه بعدی: قرجنی