قذر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ ذَ) [ ع. ] <BR>۱- (مص ل.) پلید گردیدن.<BR>۲- (اِمص.) پلیدی.<BR>۳- (اِ.) چرک.<BR>۴- غایط. ج. اقذار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ ذَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پلید گردیدن. ۲- (اِمص.) پلیدی. ۳- (اِ.) چرک. ۴- غایط. ج. اقذار.
(قَ ذِ) [ ع. ] (ص.) پلید، چرکین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قذر. [ ق َ ] (ع ص ) پلید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قَذِر. قَذُر. قَذَر. (منتهی الارب ). ◄ (مص ) پلید بودن . (اقرب الموارد). پلید شمردن . ◄ کراهت داشتن . (منتهی الارب ).
قذر. [ ق َ ذِ ] (ع ص ) پلید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَذر شود.
قذر. [ ق َ ذُ ] (ع ص ) پلید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَذر شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پلشت، پلید، چرک، غایط، کثیف پنتی، شلخته، لچر (متضاد: نظیف)