قدیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ) [ ع. ] (ص.) دیرینه، پیشین. ج. قدماء.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ) [ ع. ] (ص.) دیرینه، پیشین. ج. قدماء.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدیم . [ ق َ ] (ع ص ) دیرینه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج، قدماء و قُدامی ̍ و قدائِم . ◄ کهنه . ◄ پیشین و سابق . ◄ باس وباش . ◄ پیر و سال دیده . (ناظم الاطباء). - قدیم الایام ؛ روزگار دیرینه . (ناظم الاطباء).
قدیم . [ ق َ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . غنی مطلق قائم بنفسه که باری تعالی باشد. (ناظم الاطباء).
قدیم . [ ق ِدْ دی ] (ع اِ) پادشاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ سردار. ◄ سرآمد مردم در شرف . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
گذشته، کهن، دیرین، دیرباز، پیشین، باستان