قدم را گلبانگ زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم را گلبانگ زدن . [ ق َ دَ گ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) جلد و تیز رفتن . (آنندراج ) : قدم را تازه گلبانگی زدم بر ره نمیدانم از این به نیست مرد راهرورا نغمه پردازی . واله هروی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قدم را گلبانگ زدن . [ ق َ دَ گ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) جلد و تیز رفتن . (آنندراج ) : قدم را تازه گلبانگی زدم بر ره نمیدانم از این به نیست مرد راهرورا نغمه پردازی . واله هروی (از آنندراج ).