قداس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قداس . [ ق ُ ] (ع ص ) استوار و سطبر از شرف . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الشرف المنیع الضخم . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) غوزه ٔ نقره شبیه مروارید. ◄ سنگ که به جای ریزش آب در حوض بر پا سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ سنگ که در حوض شتر اندازند و آب را بدان اندازه نموده بخش نمایند. (منتهی الارب ). حجر یطرح فی حوض الابل یقدر علیه الماء یقتسمونه بینهم . (اقرب الموارد).
قداس . [ ق ُدْ دا ](اِخ ) عمرانی گوید نام جائی است . (معجم البلدان ).
قداس . [ ق َدْ دا ] (ع اِ) سنگ که به جای ریزش آب در حوض برپا سازند. (منتهی الارب ). رجوع به قُداس شود.