قداح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قداح . [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قِدْح . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قِدْح شود.
قداح . [ ق َدْ دا ] (ع ص ) کاسه گر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قدح گیرنده . (النقود العربیه ص ٣٩). ◄ (اِ) آهن چخماق . ◄ سنگ یا چوب آتش زنه . ◄ اطراف گیاه تازه . ◄ نوباوه های تازه از گیاه اسپست . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
قداح . [ ق َدْ دا ] (اِخ ) موضعی است در دیاربنی تمیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (معجم البلدان ).