قحمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قحمة. [ ق ُ م َ ] (ع اِ) هلاکت جای . ◄ تنگ سال سخت . ◄ خشک سال . ◄ (اِمص ) ناگهان بی اندیشه درآمدگی در کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
قحمة. [ ق َ م َ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
قحمة. [ ق َ م َ ] (اِخ ) شهری است به یمن . (منتهی الارب ).