قحطزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قحطزار. [ ق َ ] (اِ مرکب ) جائی که قحطزده است . قحطزده . قحطستان . جائی که در آن قحطی بود : هزار خرمن برق است و نیم جو حاصل به قحطزار چنین سعی خوشه چین چه کند؟ میریحیی شیرازی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قحطزار. [ ق َ ] (اِ مرکب ) جائی که قحطزده است . قحطزده . قحطستان . جائی که در آن قحطی بود : هزار خرمن برق است و نیم جو حاصل به قحطزار چنین سعی خوشه چین چه کند؟ میریحیی شیرازی (از آنندراج ).