قبولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) پذیرش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) پذیرش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبولی . [ ق َ لی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قبول که بمعنی باد صبا باشد (؟) (ناظم الاطباء).
قبولی . [ ق َ ] (حامص ) هر چیزی پذیرفته شده . هر چیزی پسندیده شده . ◄ هرچیزی اقرارکرده شده و ملزم گشته . ملزمی . اقراری . ◄ (اِ) نوعی از پلو که از برنج و باقلا ترتیب دهند. (ناظم الاطباء).