قبول افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) مورد پسند واقع شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) مورد پسند واقع شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبول افتادن . [ ق َ اُ دَ ] (مص مرکب ) مطبوع و پسندیده شدن . مقبول واقع شدن . (ناظم الاطباء) : صالح و طالح متاع خویش نمودند تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. حافظ. ز عرض حال که نفتد قبول یار چه حظ چو گل به باغ نمی آید از بهار چه حظ. واله هروی .