قبابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبابة. [ ق ُب ْ باب َ ] (اِخ ) قلعه ای است در مدینه . (معجم البلدان ).
قبابة. [ ق ُب ْ با ب َ ] (ع اِ)عصیده که حلوائی است . (از منتهی الارب در ماده ٔ عصد). ◄ نوعی است از ماهی . (معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبابة. [ ق ُب ْ باب َ ] (اِخ ) قلعه ای است در مدینه . (معجم البلدان ).
قبابة. [ ق ُب ْ با ب َ ] (ع اِ)عصیده که حلوائی است . (از منتهی الارب در ماده ٔ عصد). ◄ نوعی است از ماهی . (معجم البلدان ).