قبا ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبا ساختن . [ ق َ ت َ] (مص مرکب ) قبا کردن . پیرهن چاک کردن : تا مگر وصل تو یک شب وصله ٔ کارم شود در فراقت پیرهن را ساختم در تن قبا. سلمان ساوجی . رجوع به قبا کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبا ساختن . [ ق َ ت َ] (مص مرکب ) قبا کردن . پیرهن چاک کردن : تا مگر وصل تو یک شب وصله ٔ کارم شود در فراقت پیرهن را ساختم در تن قبا. سلمان ساوجی . رجوع به قبا کردن شود.