قایمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ مَ یا مِ) [ ع. قائمه ]<BR>۱- (اِفا.) مؤنث قایم.<BR>۲- (اِ.) هر یک از دست و پای ستوران.<BR>۳- نام زاویهای که از عمود شدن خطی بر خط دیگر به وجود میآید و اندازة آن ْ۹۰ میباشد. ج. قوائم.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ مَ یا مِ) [ ع. قائمه ]<BR>۱- (اِفا.) مؤنث قایم.<BR>۲- (اِ.) هر یک از دست و پای ستوران.<BR>۳- نام زاویهای که از عمود شدن خطی بر خط دیگر به وجود میآید و اندازة آن ْ۹۰ میباشد. ج. قوائم.<br>