قایم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قایم کردن . [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنهان کردن : قایم نکنی، پنهان نکنی . (آنندراج ). قایم شده در اطاق یعنی در کمره پنهان گشت . (آنندراج ). ◄ محکم کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قایم کردن . [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنهان کردن : قایم نکنی، پنهان نکنی . (آنندراج ). قایم شده در اطاق یعنی در کمره پنهان گشت . (آنندراج ). ◄ محکم کردن .