قاچاق شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ دَ) [ تر - فا. ] (مص ل.) جیم شدن، در رفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ دَ) [ تر - فا. ] (مص ل.) جیم شدن، در رفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاچاق شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب )از قاچاق ترکی + شدن فارسی . در تداول کالائی بدون پروانه ٔ قانونی به کشوری وارد شدن و یا ورود شخصی بدون گذرنامه به کشوری . ◄ قاچاق شدن کارمند دولت ؛ غیبت کردن وی هنگام سرویس اداری . گریختن از خدمتی قانونی . قاچاق شدن سرباز؛ از خدمت نظام گریختن .
واژگان فارسی سره واژهدان
گریختن، دررفتن