قانعی طوسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانعی طوسی . [ ن ِ ی ِ ] (اِخ ) ملک الشعراء بهاءالدین احمدبن محمود یکی از کسانی است که از مقابل سیل هجوم مغول در سال ٦١٧ هَ . ق . از خراسان از راه دریا گریخته و به عدن و مدینه و مکه رفته سپس به بغداد آمده و از آنجا راه بلاد روم را که در این دوره مثل هندوستان غربی پناهگاه فضلای فراری بود پیش گرفته و در ظل عنایات سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی قرار یافته و او و دو تن دیگر از جانشینانش یعنی غیاث الدین کیخسرو (٦٣٤- ٦٤٢ هَ . ق .) و عزالدین کیکاوس (٦٤٢ - ٦٧٨ هَ . ق .) را مدح کرده و قریب ٤٠ سال مداح این خاندان بوده است . قانعی مدت ٤٠ سال مشغول نظم وقایع سلطنت سلاجقه ٔروم بوده و کتابی به نام سلجوقنامه منظوم کرده بوده که بالغ بر سی مجلد و سیصدهزار بیت میشده و علاوه برآن کتاب کلیله و دمنه را نیز به نام عزالدین کیکاوس یکی از ملوک سلجوقی آسیای صغیر در بحر تقارب بنظم درآورده است و نسخه ای از آن در کتابخانه ٔ ملک موجود است . وی تا سال ٦٧٢ در قونیه حیات داشته و از کسانی است که در فوت عارف بزرگ مولوی رومی او را مرثیه گفته اند. (تاریخ مفصل ایران عباس اقبال صص ٥٣٦ - ٥٣٧).