قانتین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانتین . [ ن ِ ](ع ص، اِ) ج ِ قانت در حالت نصبی و جری : از صادقین وفا طلب از قانتین ادب وز متقین حیا و ز مستغفرین بیان . خاقانی . رجوع به قانت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قانتین . [ ن ِ ](ع ص، اِ) ج ِ قانت در حالت نصبی و جری : از صادقین وفا طلب از قانتین ادب وز متقین حیا و ز مستغفرین بیان . خاقانی . رجوع به قانت شود.