قان قانلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قان قانلو. (اِخ ) دهی جزء دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین . در ٥٩هزارگزی شمال باختر آوج و ٥١هزارگزی راه عمومی، در دامنه واقع و هوای آن معتدل است . ٢٥٦ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، نخود، توتون چپق و عسل و شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. از اهل شاهسون بندادی در تابستان حدود این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
قان قانلو. (اِخ ) دهی از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان . و در ٩٠٠٠گزی شمال باختری قصبه ٔ رزن و کنار راه اتومبیل رو رزن به دمق واقع است . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیر است . ١٨٥ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات تازه کند و محصولات آن غلات، انگور، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).