قامح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قامح . [ م ِ ] (ع ص ) شتر سربرآورده ٔ بازمانده از آب خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: بعیر قامح، ناقة قامح، ابل قمح و قامحه . (منتهی الارب ). ◄ شتر ناخوش دارنده آب را بهر علت که باشد. ◄ شتر سخت تشنه که از شدت آن سست باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).