قالیچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قالیچه . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باباجانی، بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان . در٥٠٠٠ گزی شمال باختری ده شیخ و ٢٠٠٠گزی تاکانه واقع است . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و گرمسیر است . ٢٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، حبوبات، برنج، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. ساکنین آن از طایفه ٔ باباجانی هستند. گله داران تابستان ییلاق لوشه میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قالیچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) قالی کوچک . قالی خرد. مصغر قالی . (آنندراج ) : آمدی لب بام قالیچه تکاندی قالیچه گرد نداشت خودت را نماندی . ◄ بالای ران از طرف وحشی پهلو. بند استخوان ران و تنه از برون سوی . قسمتی از نشیمن و سرین . بالای سرین از پشت .