قالین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قالین . (اِ) قالی . قالیچه . (غیاث اللغات ) : مرد ره را بوریا قالین بود باز خشتش زیر سربالین بود. خواجه عبداﷲ انصاری (کنزالسالکین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قالین . (اِ) قالی . قالیچه . (غیاث اللغات ) : مرد ره را بوریا قالین بود باز خشتش زیر سربالین بود. خواجه عبداﷲ انصاری (کنزالسالکین ).