قاقمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاقمی . [ ق ُ می ی ] (اِخ ) تاج الدین وحید معاصر عوفی بوده است و عوفی گوید: و از تاج الدین وحید قاقمی شنیدم در نیشابور میگفت این دو رباعی سید صدرالدین گفته است در ایام جوانی ... رجوع به لباب الالباب چ اوقاف گیپ ج ١ ص ١٤٣، و تاج الدین وحید در این لغت نامه شود.
قاقمی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قاقم : بلورین تن و قاقمی پشت او. نظامی .