قاق شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاق شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عقب افتادن اسب در مسابقه . ◄ باختن در بازی . ◄ بخطا رفتن تیر : شوخ کماندار من شهره ٔ آفاق شد از قدراندازیش تیر قضا قاق شد. محمد اشرف (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاق شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عقب افتادن اسب در مسابقه . ◄ باختن در بازی . ◄ بخطا رفتن تیر : شوخ کماندار من شهره ٔ آفاق شد از قدراندازیش تیر قضا قاق شد. محمد اشرف (از آنندراج ).