قافونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قافونی . [ نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قافون . رجوع به قافون شود.
قافونی . [ نی ی ] (اِخ ) ابوالقاسم عبدالسلام بن احمدبن ابی حرب امام مسجد جامع قیساریة است . وی از سلامةبن منیر مجدلی از ابی احمدبن محمدبن عبدالرحیم بن ربیعه قیسرانی روایت کند. و قیس ارمنازی روایت نوشته و حافظبن نجار نقل کرده است . (معجم البلدان ).
قافونی . (اِخ ) شبل بن علی بن شبل بن عبدالباقی مکنی به ابوالقاسم و ملقب به صوینی . وی در دمشق از ابوالحسن محمدبن عوف و ابوعبداﷲ محمدبن عبدالسلام روایت شنیده و ابوالفتیان دهستانی و عمربن عبدالکریم از وی روایت دارند. (معجم البلدان ).