قاعس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاعس . [ ع ِ ] (ع ص ) نقیض حدب است . گود و فرورفته . ابن اعرابی گوید: اقعس کسی است که پشتش فرورفته و گردنش برگشته است . (معجم البلدان ).
قاعس . [ ع ِ ] (اِخ ) جبال قبله . ابن سکیت گوید: قاعس و مناخ و منزل انقب، یُؤَدین بطرف ینبع در ساحل (بحر قلزم ) است . (معجم البلدان ).