قاطانغی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاطانغی . [ن َ ] (معرب، اِ) قاطاننقی . رجوع به قاطاننقی شود: در ره دلبر درم باید که یابی کام دل رو بری بر روی نارنجات و بر قاطانغی ؟ استاد لطیفی (از شعوری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاطانغی . [ن َ ] (معرب، اِ) قاطاننقی . رجوع به قاطاننقی شود: در ره دلبر درم باید که یابی کام دل رو بری بر روی نارنجات و بر قاطانغی ؟ استاد لطیفی (از شعوری ).