قاضی کیرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاضی کیرنگ . [ ی ِ رَ ] (اِخ ) مردی از معاصران انوری است . هجو او در اشعار انوری آمده است : حبذا کیر قاضی کیرنگ آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ . انوری (دیوان چ نفیسی ص ٤٧٧ و ٤٧٨). کرده آهنک قاضی کیرنگ بروانی چنانکه تیر خدنگ . (ایضاًص ٤٨٢).