قاضی خان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاضی خان . (اِخ ) فخرالدین ابوالمحاسن حسن بن منصور ابوالقاسم محمودبن عبدالعزیز اوزجندی انصاری، مکنی به ابویوسف از دانشمندان و در مذهب خود فتاوای مشهوری دارد. وی پیشوائی بزرگ و دریائی ژرف بود. در دقائق معانی غور داشت، نزد امام شمس الائمه محمدبن عبدالسّتار کردی فقه را فراگرفت و از حسن بن علی مرغینانی کبیربن ماره و جز ایشان علوم خود را اخذ کرد. فتاوای او در چهار مجلد فراهم شده و نزد فقیهان بزرگ مورد اعتماد است . از تألیفات اوست : ١- فتاوی قاضی خان در فقه حنفی . در این کتاب پاره ای از مسائل عامة البلوی را که مورد نیاز روزانه است و کارهای روزمره مردم بر محور آنها دور میزند ذکر کرده است . و آن را به ترتیب کتابهای فقهی و اصولی معروف نزد علماء و دانشمندان مرتب کرده و در چهار جزء فراهم آورده است . این کتاب در کلکته به سال ١٨٣٥ م . / ١٢٥١ هَ . ق . چاپ سنگی شده و نیزدر حاشیه ٔ فتاوای سراجی چاپ شده است . (معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٤٨٧ و ١٤٨٨) (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٢٣٨).
قاضی خان . (اِخ ) محمد دهار از اجداد قطب الدین مکی است . او راست : کتاب ادات الفضلاء و آن را در سال ٨٢٣ هَ . ق . برای قدری خان تألیف کرده این کتاب در لغات فارسی و اصطلاحات شعر است . دیگر دستور الاخوان که لغت عربی به فارسی است . (فرهنگنامه ٔ عربی به فارسی منزوی صص ١٦٩ - ٧١).
قاضی خان . (اِخ ) حسن بن منصور. رجوع به قاضی خان فخرالدین شود.