قاشور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاشور. (ع ص، اِ) خشکسالی که زیان رساند و رندد و پوست برد هر چیزی را. ◄ بدفال . نامبارک . ◄ بدفالی . ◄ اسب در میدان که از پس همه آید. (منتهی الارب ). اسب یازدهم . (شرح نصاب از آنندراج ). اسب دهم از ده اسب که پس همه ٔ اسبان دود و آن را فسکل نیز گویند. (منتخب از آنندراج ). ◄ اسب که سپس اسبان رهان در تک آن چیزی باقی باشد. (منتهی الارب ).