فرهنگ لغت

قادی کیاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قادی کیاب . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهات اشرف . (ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ١٦٧). محلی است نزدیک تروجن که بر بالای آن در محل بلندی خرابه های صفی آباد واقع است . (ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ٩١).

معنی قادی کیاب | فرهنگ لغت