قادمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قادمة. [ دِ م َ ] (اِخ ) آبی است مر بنی ضبّه را. (معجم البلدان ).
قادمة. [ دِ م َ ] (ع اِ)مقدم پالان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پر دراز بال مرغ . (منتهی الارب ). در هر بالی از مرغ چهارده پر است و آنکه از همه بزرگتر است آن را قادمه گویند. ج، قوادم و قُدامی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).