فرهنگ لغت

قابیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قابیة. [ ی َ ] (ع ص ) نعت فاعلی مؤنث از قبو. زنی که گیاه عصفر چیند و گرد آورد آن را. (منتهی الارب ). زنی که گیاه کافشه چیندو گرد آورد آنرا. (آنندراج ). و رجوع به قابی شود.

معنی قابیة | فرهنگ لغت