قاآنی | قطعات | شماره ۹۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شنیدستم که بوتیمار مرغیست که هست از عشق آبش در درون غم نشیند در کنار آب و گوید که گر نوشم شود آب اندکی کم بخل بدکنش را در زمانه توگویی این صفت باشد مسلم ز فرط حرص مال خویشتن را همی بر خویشتن دارد محرم به هرحال از برای غیر جاوید ز هر سو سیم و زر آرد فراهم