فرهنگ لغت

قاآنی | قطعات | شماره ۶۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گدای راه‌نشین گر کند تصور شاهی اثاث پادشهانش شود چگونه میسر نه هرکه را که درافتد به دل خیال خلافت برند باجش بر در نهند تاجش بر سر در آن محال که وهم و گمان مجال ندارد چگونه مور برد ره چگونه مرغ زند پر

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۶۳ | فرهنگ لغت