قاآنی | قطعات | شماره ۶۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آوخ آوخ که مرگ نگذارد که کس اندر جهان زید جاوید نه ز بهمن گذشت نز دارا نه فریدون گذاشت نه جمشید چون وزد باد او به گلشن بود نخل تن بیثمر شود چون بید سپس رفتگان بسی دیدیم جنبش تیر و گردش ناهید نیز بیما بسی بخواهد تافت جرم مهتاب و قرصه خورشید شکر یزدان که مهر آل رسول دهدم بر خلود نفس نوید به امید بزرگ بارخدای بگسلانیدهام ز خلق امید چه ازینم که روزگار سیاه نامه گو باش روز حشر سپید