قاآنی | قطعات | شماره ۴۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای پسر نیست حرص را پایان زانکه با هر تنی درآویزد پیش هر منعمی که بنشیند به تمنای سود برخیزد آبروی کسان ز آتش آز هر زمان بر زمین فرو ریزد لاجرم عاقل آن بود به جهان که به جهد از حریص بگریزد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای پسر نیست حرص را پایان زانکه با هر تنی درآویزد پیش هر منعمی که بنشیند به تمنای سود برخیزد آبروی کسان ز آتش آز هر زمان بر زمین فرو ریزد لاجرم عاقل آن بود به جهان که به جهد از حریص بگریزد