فیلسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیلسوار. [ س َ ](ص مرکب، اِ مرکب ) پیل سوار. (فرهنگ فارسی معین ). آنکه سوار فیل شود، یا فیل را به سویی هدایت کند. فیلبان . ◄ سوار پیل مانند. سوارکار قوی هیکل .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی