فیلتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیة آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیلتر. [ ت ْ / ت ِ ] (فرانسوی، اِ) آلتی برای تصفیه ٔ آب و مایعات دیگر. صافی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ پنبه ای که بشکل رشته های موازی در ته سیگار قرار دهند تا دود سیگار را اندکی تصفیه کند و رقیق تر سازد.
واژگان فارسی سره واژهدان
پالایه